تبليغاتX
ناگفته هایم

نازنینم رفت

خداحافظ نازنینم...

اما  تو را از یاد نخواهم برد ٬ نمی توانم

چه کنم عاشق تو هستم....

نمی توانم بدون تو زندگی کنم

از این پس من زندگی ای نخواهم داشت

بدون تو نمی توانم

نمی دانم از این پس چی بر سر من می آید.

آیا محکوم شده ام به زندگی کردن بدون تو ٬ یا مرگ؟

خدایا مرگ را به من هدیه کن...خدایـــــــــــــا

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 9 شهریور1387ساعت 15:38  توسط وحید  | 


عاشقم من عاشق او

بی او پوچم ، او بود که معنای زندگی را به من آموخت اما افسوس که دیگر با من نیست تا با بودنش خوشبختی را احساس کنم.

اوست تنها معشوقه ی من

داشتن چشمهایش آرزوی محالم شد

بی او مرگ تنها آرزویم شده

بی او زندگی را نمی خواهم

بی او احساس را نمی خواهم

بی او حتی بهشت را نمی خواهم

بی او اشک را نمی خواهم

بی او خنده را نمی خواهم

بی او مهربونی را نمی خواهم

بی تو هیچم نازنینم   

+ نوشته شده در  شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 3:19  توسط وحید  | 


کاش میشد با تو بودن را تجربه کرد ٬ برای همیشه

کاش میشد عشق تو را داد زد ٬ برای همیشه

کاش میشد دستم در دست تو بود ٬ برای همیشه

کاش میشد پرواز کرد با هم٬کنار هم ٬ برای همیشه

کاش میشد بودیم برای هم ٬ برای همیشه

کاش میشد خنده هات مال من بود ٬ برای همیشه

کاش میشد اشک هات مال من بود ٬ برای همیشه

کاش میشد ...

کاش ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 3:46  توسط وحید  | 


چه می توان کرد وقتی که برای همیشه از پیشت رفته است

چه می توان کرد وقتی نمیتوانی بگویی دوستش داری

چه می توان کرد وقتی دیگر مال تو نیست 

چه می توان کرد وقتی نمیتوانی لبخندش را پاسخ گویی

چه می توان کرد....

خدایا مرا بمیران٬ طاقت ندارم 

چه کنم در این دنیا٬ بی او٬ چه کنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 2:35  توسط وحید  | 


امروز یه بار دیگه به خودم اومدم ٬ چند روزی ازش خبری نداشتم یعنی بهش فکر نمیکردم تا اینکه یه جایی یه مطلبی خوندم.

اونجا از عشق حرف میزد.(وای چقدر زیبا بود)

من برای مدتی به فکر فرو رفتم و اشک ریختم.تازه فهمیدم که چقدر من بد شده بودم ٬ از خودم بدم میومد.

خوشحالم که یه بار دیگه به خودم اومدم. دنیای با عشق چقدر قشنگ و بی آن چه پوچ.

+ نوشته شده در  شنبه 25 اسفند1386ساعت 20:0  توسط وحید  | 


سلام دوستان من

من یه تصمیم نو گرفتم٬ از این به بعد میخوام ناگفته های دلم رو بنویسم.

اما من نوشتن بلد نیستم ٬ ولی حرف دل را گفتن چگونه نوشتن مهم نیست ٬ مهم اینه که فقط حرف دلت رو بنویسی.

ایشالا

+ نوشته شده در  جمعه 24 اسفند1386ساعت 2:4  توسط وحید  | 


همه ی فکرش به این بود که چطوری عید نوروز رو بهش تبریک بگه ٬ چند روزی جز این به چیز دیگه ای فکر نمیکرد. نمیدونست چی بهش بگه که....

که ناگهان چیزی دید که زبانش بند اومد و ماتش برد!!!!

پسرک عاشق دستی را دید که در دست او بود...

پسرک دیگر به چیزی فکر نمیکرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 20:1  توسط وحید  | 




روز پنجم از هر ماه به نام "سپنته آرمیتی" است که چهارمین امشاسپند در دین زرتشتی است این واژه آمیزه ای است از " سپنته" به چم پاک و مقدس و" آرمیتی" به چم فروتنی و بردباری٬پس نام امشاسپند سپندارمذ به چم سازگاری و فروتنی و بردباری نیک و مقدس است این واژه در پهلوی به گونه ی سپندارمت و در پارسی سپندارمذ٬ اسفندار مذ و اسفند شده است.
سپندارمذ روز پنجم از هر ماه(بیست ونهم بهمن ماه کنونی) و ماه دوازدهم سال است این امشاسپند در چهره ی مینوی نماد بردباری و سازگاری اهورامزدا است و در جهان خاکی نگاهبانی زمین به وی سپرده شده است همچون دیگر جشن ها ی دوازده گانه ی سال چون روز و ماه سپندار مذ (اسفند) روی هم قرار می گیرند جشن سپندار مذ (اسفندگان ) برگزار می شود.
 
به گفته ی ابوریحان بیرونی اسفندار مذ ایزد موکل بر زمین و نگاهبان زنان پارسا و درست کار بوده است و بنا بر این این روز عید بانوان بوده است و مردان به جهت گرامی داشت به آنان هدیه می دادند نه تنها مردان در این روز به زنان هدیه می دادند بلکه به گونه ای روز فرمان روایی زنان نیز بوده است و مردان کار های روزانه ی زنان در این روز را انجام می دادند که اینکار نشان دهنده ی احترام انسانی مرد به زن و باور داشتن به برابری حقوق و یکسان بودن مکان انسانی زن ومرد بوده است چه امروز هنوز مردانی هستند که در هزاره ی سوم انجام کار های روزانه زنان را برای خود ننگ می دانند!
چون دادن هدیه و ارمغان در این جشن بوده است آن را مژد گیران یامزد گیران نیز می گفتند.
بنا به گفته ی دیگر چون در این روز بانوان و دوشیزگان شوی و مرد زندگی خو.د را بر می گزیدند آن را جشن مرد گبران نیز می گفتند(؟).
همچنین یک آیین دیگری که در این روز برگزار می شد رقعه کژدم بوده که این یک آیین همگانی بوده و لزوما ازآیین های پارسیان نبوده بدین گونه که که در بامداد روز پنجم از کوبیدن و به هم آمیختن انار و مویز چیزی می ساختند که از زیان سم ونیش پیشگیری می کرد هم چنین نوشته هایی بر کاغذ چها گوش نوشته و بر سه جهت خانه به روی دیوار می چسباندند و جهت درب ورودی را نمی گذاشتند از آن روی که گزندگان به ویژه کژدم از آن جهت بیرون روند.

یک متن کوتاه پهلوی در این زمینه نوشته های درون کاغذ را اینچنین بیان می کند :
ماه سپندارمذ و روز سپندارمذ وروز سپندارمذ و سپندارمذ ماه ٬ماه سپندارمذ روز بستم زهر٬سم و زفر همه ی خرفستران(جانوران زیانکار)به نام و نیروی فریدون نیو و یاری ستاره ی ونندهرمزد آفریده باوریگان (که همیشه) روا باد٬ایدون باد
سپندارمذ روز خیز ای نگار
سپند آر ما را و جام می آر
می آر از پی آن که بی می نشد
دلی شاد مان وتنی شاد خوار
سپند آر پی آن که چشم بدان
بگرداند ایزد از این روزگار

شایسته است که ما در کنار برگزاری و توجه به جشن ولنتاین نیم نگاهی هم به آیین های نیاکانمان داشته باشیم و سپندارمذ را که بیش از سه هزار سال پیش در ایران به همانندی جشن ولنتاین بوده گرامی داریم یا ازآن به نام روز مادر و زن نام ببریم.
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 1:40  توسط وحید  | 


امروز ٬ والنتاین هست.

والنتاین رو به همه ی عاشقان تبریک میگم ٬ به خصوص به اونایی که میتونن هدیه ای با تمام وجود به معشوقه شون تقدیم کنند. (قدرش رو بدونید)

کاش میشد من هم امروز (و هر روز) هدیه ای رو بهش بدم و بگم که چقدر دوستش دارم...

 

+ نوشته شده در  جمعه 26 بهمن1386ساعت 12:49  توسط وحید  | 


همه چیز براش تموم شده بود ٬ هیچ چیز براش اهمیت نداشت ٬

دیگه مثل قبل مهربون نبود ٬ حوصله ی هیچ کاری رو نداشت.

عاشق که جز او ٬ اوی دیگری نداشت ٬

 او را با اویی دیده بود........

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 بهمن1386ساعت 1:37  توسط وحید  | 


امام حسین(علیه‌السلام) فرمودند:

"چيزى به زبانتان نياوريد كه از ارزش شما بكاهد"

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

" هركس خداوند متعال را با صداقت و خلوص ، عبادت و پرستش نمايد ، خداى متعال او را به بهترين آرزوهايش مى‌رساند و امور زندگيش را تأمين مى‌نمايد"

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

"همانا شخص مؤمن خلاف و كار زشت انجام نمى‌دهد و عذرخواهى هم نمى‌كند ولى فرد منافق هر روز مرتكب خلاف و كارهاى زشت مى‌گردد و هميشه عذرخواهى مى‌نمايد"

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

"بدانيد كه دنيا شيرينى و تلخى‌هايش رؤيايى بيش نيست، و آگاهى و بيدارى واقعى در آخرت است"

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

"همنشينى با اشخاص پست و رذل سبب شرّ و بدبختى خواهد گشت ، و همنشينى و مجالست با معصيت‌كاران موجب شکّ و بدبينى خواهد شد"

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

"جز به يکی از اين سه دسته حاجت مبر : ديندار ، صاحب مروّت ، با شخصيت و خانواده‌دار ؛ اما ديندار ، برای حفظ دينش نياز تو را برآورده می‌کند ، و اما صاحب مروت و مردانگی از جوانمردی خود شرم می‌کند و اما پاک‌نژاد و خانواده‌دار ، می‌داند که تو شخصيت و منزلت خود را با درخواست حاجت و نياز گرامی نداشتی ، پس قدر و بزرگی تو را با دست خالی برنگرداندن تو نگاه می‌دارد"

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

"حيله و نيرنگ نزد ما اهل بيت حرام است"

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

و کوتاه از رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله) در مورد امام(علیه‌السلام) :

"اگر حياء شکل و قالبی داشت همانا وجود مبارک امام حسين(عليه‌السلام) بود"

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 گزيده گويي و دانستن راه و روش گفت و گو از نشانه‌هاي دانشمند است.

 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از نشانه‌هاي عالم آن است كه گفتار خود را خوب بسنجد و بررسي نمايد و از حقايق علوم و فنون نظري آگاه باشد.

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

جز با پيروي از حق،‌عقل انسان كامل نخواهد شد.

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تدريس علم، پيوند معرفت است.

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

بي‌مورد سخن مگوئيد. زيرا چه بسيار گوينده‌اي كه سخن حق مي‌گويد، اما چون در جاي خود نگفته است سخنش را عيب شمارند. 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

با گذشت‌ ترين مردم كسي است كه در عين توانايي چشم پوشي كند.

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

هركه گره از كار مسلماني بگشايد، خداوند در دنيا و آخرت گره از كارش خواهد گشود.

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

سخاوت و بخشش نوعي بي‌نيازي است.

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

اگر نتيجة اندوختن اموال، ‌ترك نمودن آنهاست، پس چيزي كه متروك خواهد شد چه ارزشي دارد كه آدمي نسبت به آن بخل ورزد.

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

آن كسي كه بخشش تو را مي‌پذيرد، تو را در جوانمردي كمك كرده است.

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 دی1386ساعت 18:48  توسط وحید  | 


  "شاید اونجوری که باید قدرت رو من ندونستم  **  حرفهایی بود توی قلبــــــم من نگفتم٬نتـــونستم"

  "من هرگز به تــــو نگفتم با تـــــــو بودن آرزومه  **  نقش اون چشمهای معصوم لحظه لحظه روبرومه"

 

پسرک همینطور که این آهنگ رو گوش میداد و اشک میریخت ٬ از خدا میخواست که مرگ رو بهش هدیه کنه.

صبح که شد او رستگار شده بود.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 دی1386ساعت 11:10  توسط وحید  | 


-الو ٬ سلام خوبی؟...

دیروز به بابام گفتم  ولی فکر نکنم اون خیلی خسیسه٬ داره ها ولی میگه ندارم٬نمیخواد بده.

-الو ٬سلام...

نه بابا این شوهر من هم که اصلا فکر ما نیست هرچی که بهش میگم حداقل یه پراید برام بخر٬ میگه ندارم .من نمیدونم چرا پولهاش رو نمیخواد خرج کنه!!

-الو ٬سلام...

بابام هنوز بهم پول نداده٬ فکر نکنم که بخواد بده. اصلاً پول تو جیبی بهم نمیده٬ پس فردا هم که به دوستام قول دادم که باهاشون برم شمال٬ نمیدونم به دوستام چی بگم.

-الو٬ سلام ببخشد منزل آقای...

ایشون توی بیمارستان هستند خودتون رو سریع برسونید.

-چی شده آقای دکتر؟!

-اون نمیتونه با یه کلیه زندگی کنه...

-ولی اون که دو تا...  

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 دی1386ساعت 0:46  توسط وحید  | 


چند گفتار کوتاه از "پائولو کوئلیو"

--------------------------------------

لازم نیست بدانیم چگونه ٬ لازم نیست بدانیم کجا ٬

اما در آغاز هر کاری باید از خویش بپرسیم:

"چرا باید این کار را بکنم؟"

-----------------------------------

در زندگی ٬ عشق باید ممکن باشد٬ حتی اگر بازتاب و پاسخ آنی ندارد.

عشق  تنها در صورتی زنده می ماند که امیدی برای فتح معشوق باشد.

----------------------------------

هر کس شمشیری دارد باید پیوسته آن را بیازماید٬

مبادا در غلافش زنگ بزند.

---------------------------------

انسان باید سرنوشت خود را انتخاب کند ٬ نه این که آن را بپذیرد.

-------------------------------

تاریک ترین ساعت ٬ پیش از طلوع خورشید فرا میرسد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 دی1386ساعت 16:38  توسط وحید  | 


روزي فيلسوفي در خيابان رفتگري را گفت :
«دلم بر تو ميسوزد كه كاري طاقت فرسا و ناپاكيزه داري!»
رفتگر گفت :
«متشكرم آقا! ممكن است بفرماييد شغل شما چيست؟»
فيلسوف متفكرانه پاسخ داد:
«كار من ،بررسي انديشه ،ويژگيها و اعمال و رفتار انسان است.»
رفتگر كار خود را از سر گرفت و با خنده گفت:
«برايت متاسفم!» 

  (جبران خليل جبران )

                                                                                 

+ نوشته شده در  شنبه 1 دی1386ساعت 21:41  توسط وحید  |